ترجمه ی پاره-ای از سخنرانی کالریج درباره ی نمایشنامه های شکسپیر

انسجام احساس بر تمامی نمایشنامه های شکسپیر حاکم ست. در رمیو و ژولیت سخن همه از بهار ست و جوانی. جوانی و خامی ، شادکامی و عجولی ; سخن از عطر و گل ست و عمر بی قرار بهار. نمایشنامه با چنین احساسی می آغازد، پیش می رود و با آن به پایان می رسد. دو پیرمرد شوخ-وش این نمایشنامه، کاپولتس و مونتگیو، پیرمردانی معمولی نیستند;آنان ذوق و شوقی دارند، تاب صبوری ندارند و عجولند- که همه تحت تاثیر بهار ست. تغییر زودهنگام شور و شوق رومیو، ازدواج عجولانه و مرگ زودرس-اش همه از سر جوانی ست. عشق ژولیت که همه خصایص عشقی لطیف و غمگنانه ی عندلیب، شهوت انگیزی گل سرخ را در خود دارد و همه شیرین-وشی آغاز بهار را;با این همه نمایشنامه با آهی سینه سوز دمادم همچو تاریکی شامگاهان به پایان می رسد.

/ 0 نظر / 10 بازدید